خرید بک لینک
من ساکنـِـ ساختمان پلاک 7+7 هستم با رویاهای قدیمی و اهداف ساختگی. همهی چیزایی که مینویسم واقعی هستند به جز اونایی که خودم تاکید میکنم به دروغ بودنشون یا اونایی که شما فکر میکنید که واقعی نیستند! کلیهی مطالبی که مینویسم کپی شده از ذهن خودم هستند(غیر از عکسها)، مگه اینکه خودم اشاره کنم به منابع.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 0:55

من فکر میکردم، معرکه را باختهام. معرکه گفت، هنوز صندلیها خالیست، سرانجام اینجاست.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 14:01

من ساکنـِـ ساختمان پلاک 7+7 هستم با رویاهای قدیمی و اهداف ساختگی. همهی چیزایی که مینویسم واقعی هستند به جز اونایی که خودم تاکید میکنم به دروغ بودنشون یا اونایی که شما فکر میکنید که واقعی نیستند! کلیهی مطالبی که مینویسم کپی شده از ذهن خودم هستند(غیر از عکسها)، مگه اینکه خودم اشاره کنم به منابع.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 17:37

من ساکنـِـ ساختمان پلاک 7+7 هستم با رویاهای قدیمی و اهداف ساختگی. همهی چیزایی که مینویسم واقعی هستند به جز اونایی که خودم تاکید میکنم به دروغ بودنشون یا اونایی که شما فکر میکنید که واقعی نیستند! کلیهی مطالبی که مینویسم کپی شده از ذهن خودم هستند(غیر از عکسها)، مگه اینکه خودم اشاره کنم به منابع.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 13:03

بیقراری آنجاست که موضوع و مقصود تمام مشاهدات و مکاشفات و ماجراها، چه "نیستی" بودن است، نه چه "هستی" بودن.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 13:03

چیزی را

فراموش کردهام.

یک "تویی"

جایی در خاطرم،

بجا ماندهاست.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 12:38

چقدر دور بودندلحظههایی که نیامدهسقط میشدند.کاش مرادر همان لحظههارها میکردی،میان آغوشی کهبه شکوفه نشستهبود و ما به یغما لگدمالش کردیم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 3:56

و تو

همچون مـَجدلـیـه،

سوگوار،

خیره بر پیکر مسیح.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 3:56

ایستادهام

تا

دوباره بنشینی،

ای بودنت

همچون بارش دانههای برف

در شب یلدا.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:30

و رُسته بود،

رُسته بود،

رُسته بود،

بر شانههایش.

دلم را تاب میداد.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:30

درون آینهها بنگر

که زمین مرا

به آسمانت

پیوند میزنند.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 12:30

خیال زلف تو گفتا

که جان وسیله مساز.

-عجب غلطی کردیم فریبا!

-با اجازه از حضرت حافظ

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 15:31

یک نظر

مستانه کردی

عاقبت.

-آدم باش!

+با اجازه از فیض کاشانی

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 15:31

یک هزار و سیصد و اندی حرف،

هی نوشتم و

خط زدم،

خط، خط، خط.

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 15:31

بس که

سودایِ سرِ زلفِ تو

پختم به خیال

خسته شدم،

پیر شدم،

حــیــوان!

+با اجازه از عــراقــی

برچسب: نویسنده: نگین صفری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 15:31

صفحه بندی